شنبه، آبان ۱۱، ۱۳۸۷

آتش پنهان


سالهاست (دست کم بیست و دو سال) که مجنون‌وار با این دو بیت "کلیم" عاشقانه زیسته‌ام. تنها خدا می‌داند که چه مدّت آن را در عیان و نهان با خود زمزمه کرده‌ام، خوانده‌ام، شنیده‌ام، خندیده‌ام، گریسته‌ام و آن را اندیشیده‌ام.
زآتــــش پنهان عشق، هركه شـد افــــروخته
دود نخيــــــزد از او چون نفس ســــــوخته
دلبر بي خشم و كين گلبن بي رنگ و ب
ــوست
دلــــــــكش پروانه نيست، شمــع نيفـروخته
کلیم کاشانی استاد بی بدیل استعارات «سوختن» و «آتش» است. در این رباعی نیز به شیوایی از «تنگنای بیان حس سوختن» در عین مستغنی نبودن از آن آتش سخن گفته است. بیش از این نمی توان در وصفش گفت؛ که خود، گویاتر است از توصیف من.
موسیقی استفاده شده در این کلیپ و پیوند این پیام از فیلم «فهرست شیندلر» برگرفته شده و شاهکاری از «جان ویلیامز» است.