یکشنبه، آبان ۱۷، ۱۳۸۳

در آنجا كه من نيستم

درآنجا كه من نيستم، چيست
در آنجا مگر كيست
در آنجا مگر تو باشی
ورنه
هيچكس نيست
هيچ، كس ای دوست
("به پاسداشت شعر"بی تو خاكسترم، بی تو ای دوست)

جمعه، تیر ۰۵، ۱۳۸۳

Fish always die on clay

Everything goes right

Everybody goes home

Everydrop of Rain riches the Rose

Fish in Fishes flies forever

You call me " dear "

I call you " darling "

but fish die on clay

؟ Who stole me

-Who stole somthing ?

-Who stole somthing else?

Your were watching the Mouse , You were laughing.

Tom or Jerry ? I don't know.

I was watching too, I was laughing .

But still no one knows, who stole the Truth.

I will cry , You will cry,

But nobody knows, who stole the Truth.

شنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۳

چه كنم؟

هم اكنون نظر 21:23 را خواندم.
چه كنم؟ اگر بماند
جز به رخ كشيدن اثري خواهد داشت؟ وجز خودخواهي، از من خبري خواهد داد؟
واگر پاك شود،....؟
امكان همين اعتراف را هم از من خواهد گرفت.
بنا دارم با خود و ديگري گفتگو كنم. شايد كه ديگري اي بيابم كه؛
بي آنكه در من" خود"شود و با آنكه در خود "ديگري" بماند، بتوانم با او گفتگو كنم.
با خود اعتراف مي كنم، نه از آن روي كه از خود ديگري اي بسازم كه همان"خود" است،
از آن روي كه خود"ديگري" را بيابم.
سلام بر آنان كه يافته اند و سلام بر آنان كه مي توانند بيابند.

Fur Kunftigerer-nicht zukunft

A Passing Love during my Heart,
shines,
when I think about "others" who are Alive or will Survive,
or will come in future.
Yes! dear "bluefuture",it's the Beauty.
For the People,who will survive.